ولادت با سعادت حضرت قائم (عج) مبارک
جدول امتیازات
رتبه تیم بازی امتیاز
1 پرسپولیس 26 55
2 استقلال 26 50
3 سپاهان 26 50
4 تراکتورسازی 26 49
5 پدیده شهر خودرو 26 46
6 فولاد 26 33
7 سایپا 25 31
8 ذوب آهن 25 30
9 پارس جنوبی جم 26 29
10 نساجی مازندران 26 29
11 پیکان 26 28
12 ماشین‌سازی‌تبریز 26 27
13 صنعت نفت آبادان 26 27
14 نفت‌ مسجدسلیمان 26 20
15 سپیدرود رشت 26 19
16 استقلال خوزستان 26 11
مشاهده کامل جدول
تبلیغات
بازی گذشته
ورزشگاه آزادی تهران
چهارشنبه 28 فروردین 1398
ساعت : 20:15
استقلال
ماشین سازی
 
 
1
:
0


بازی پیش رو
بنیان دیزل
5 اردیبهشت
ساعت : 16
ماشین سازی
سایپا
- روز
: - ساعت
:- دقیقه
:- ثانیه
نظرسنجی
پیش بینی نتیجه بازی ماشین سازی - سایپا؟
برد ماشین سازی2 (50%)
تساوی1 (25%)
برد سایپا1 (25%)
گفتگوی نوروزی مدیر عامل باشگاه ماشین سازی
نصیرزاده: قول می‌دهم صادقانه کار کنم 98-01-03|14:02

مدیرعامل باشگاه ماشین‌سازی تبریز می‌گوید از هیچ کوششی برای موفقیت فوتبال تبریز دریغ نمی کند.

 "هوشنگ نصیرزاده" مدیرعامل موفق باشگاه ماشین‌سازی تبریز که در روزهای نودی سال در برنامه نود توانست از حقانیت بخش خصوصی و اعتبار فوتبال آذربایجان دفاع کرد، به مناسبت عید نوروز طی گفتگویی با پایگاه خبری آناج به تشریح رویدادهای سال 97 پرداخت.

* پدرم ترک قشقایی است

من متولد 1336 در شهر بهبهان هستم. پدر من ترک قشقایی بوده و حتی از کلاه‌های مخصوص قشقایی‌ها در رفت‌وآمدهای عادی استفاده می‌کرد. در خانه هم با خواهر خود به زبان ترکی صحبت می‌کرد اما با توجه به زبان مادرمان، ما به زبان فارسی صحبت می‌کردیم.

پدربزرگم، فریدون خانِ قشقایی بود که به بهبهان مهاجرت کرده بودند. مادرم نیز اهل بهبهان است. دوره دبستان را در سوسنگرد پشت سر گذاشتم. یک سال در اهواز بودم و دوره دبیرستان را در مسجدسلیمان گذراندم. کارشناسی مدیریت و کارشناسی حقوق بین‌الملل از دانشگاه علوم تحقیقات تهران دارم. یک دوره هم برای تحصیل پزشکی به فیلیپین ثبت نام کرده بودم. به همین دلیل بچه‌هایی که در باشگاه هستند می‌دانند اطلاعات پزشکی من خوب است. حتی در مورد لیست داروهایی که پزشکمان می‌آورد، بیشتر من نظر می‌دهم.

برخی از داروها را حذف می‌کنم چراکه گاهی اوقات جزو داروهای دوپینگی هستند. اطلاعاتم در برخی موارد بیشتر است و داروهای ممنوعه را بیشتر می‌شناسم. طب کودکان، جراحی و عمومی را مطالعه کرده و به این موضوع علاقه دارم.

در بهبهان افرادی که تحصیلات حقوق و پزشکی دارند، زیاد است. من هم این علاقه‌مندی را دارم و خود به خود یک دوره در اهواز (سال 1362) کارمند وزارت نفت شدم که آن زمان شرکت کره‌ای بود که برای تنظیم نقشه‌ها با آنها همکاری کردیم. همان‌جا در سال 1364 ازدواج کردم که همسرم هم جزو همکاران‌مان بود. البته بعدها همسرم به سازمان آب و برق خوزستان رفت و من در وزارت نفت ماندم.

* شاید صدای پسرم را شنیده باشید!

حاصل ازدواج‌مان، 3 فرزند است که دختر بزرگم، مهندس برق و الکترونیک، دکترای منابع انسانی دارد و هم‌اکنون کارمند نفت است. همسر او نیز دکترای فیزیک دارد و استاد دانشگاه چمران است. دختر دومم کارشناسی ارشد مهندسی کامپیوتر، گرایش آی تی دارد. تنها پسرم، رضا است که دانشجوی مدیریت بازرگانی بوده و به کار دوبله مشغول است. ممکن است خیلی از صداهایی که می‌شنوید صدای پسر من باشد.

 * امکان اختلاس در وزارت نفت وجود ندارد 

در وزارت نفت به مدت 33 سال کار کردم. بیشتر در بخش آموزشی و اداری مشغول بودم، البته در روزهای تکنسینی و ابزار دقیق انجام می‌دادم. سیستم وزارت نفت، سیستم بسیار پیچیده است و کارکنان آن نمی‌توانند ریالی اختلاس کنند. این اخباری هم که می‌شنوید مربوط به معاملات بیرون است. در این سیستم نمی‌توان یک ریال جا به جا کرد. نظم و انضباط وزارت نفت بعد از ارتش است و سیستم‌های از پیش تعیین شده‌ای وجود دارند.

در سال 1362 همزمان به کلاس داوری درجه 3 رفتم که آقای هوشنگ فیروزفر مدرس ما بود. در کلاس داوری درجه 2 به شیراز رفتم که آقای خوشکام تدریس آن را بر عهده داشت. برای کلاس درجه یک به تهران آمدیم که مدرس آن مرحوم داود نصیری بود. برای کلاس ملی هم به تهران آمدیم که 5-6 مدرس داشتیم و من توانستم این درجه را کسب کنم.


* کارت زرد 20 سال پیش به مربی ماشین‌سازی!

آقای یوسف بخشی‌زاده که امروز مربی ماشین‌سازی است، یک‌بار در چوکا و ایدم از من اخطار گرفته است. من نیز نوشته‌های روزنامه را به او دادم.

داوری و حتی مدرسی شغل نیست. من کارمند وزارت نفت بودم و همزمان داوری می‌کردم که این موضوع منافاتی با کارم در وزارت نداشت و روزهای پنجشنبه و جمعه داوری می‌کردیم. در یک دوره به کار مدیریتی فوتبال وارد شدم و در زمان آقای صفایی فراهانی به همراه آقایان دادکان، درودگر، ساکت و تابش در کلاسی شرکت کردیم که تدریس آن بر عهده پل مونی ساموئل از مالزی بود. او در کلاس مطالبی گفت که برایم جالب بود و از آنها جزوه‌ای تهیه کردم که نخستین جزوه مدیریتی ایران بود.

بعدها خودم را یک جورهایی به عنوان مدرس مدیریت فوتبال به فدراسیون تحمیل کردم. نخستین کلاس من در سال 1378 برگزار شد. آن زمان در روزی که هواپیمای توپولوف در لرستان سقوط کرد، در لرستان کلاس داشتیم. چون این کلاس جدید بود، آقای عرفانیان دانشور که دبیر کل فدراسیون بود، با لرستان تماس گرفته و گفته بود که این کلاس اصلاً یعنی چه و خواسته بود که کلاس را تعطیل کنند.

آن موقع همین آقای بهاروند معاون هیات فوتبال لرستان بود و گفت که کلاس را ادامه می‌دهیم. نخستین بار بود که مردم با ساختار فیفا، کنفدراسیون‌ها و باشگاه‌داری آشنا شدند به همین دلیل برایشان جذابیت ایجاد شد. بعدها این کلاس‌ها به غیر از دو شهر قزوین و گرگان در تمام استان‌ها برگزار شد و غیر از آنها به تمام مناطق ایران رفته و کلاس‌ها را برگزار کرده‌ام. حتی دو بار هم برای همین موضوع به تبریز آمدم. دوبار نیز به خاطر این موضوع در سال 2006 برای کلاس‌های باشگاه‌داری و مدیریت فوتبال به هند رفتم. سال 2007 نیز برای دوره‌های مدیریتی فوتبال به پاکستان رفتم که آنجا در رابطه با نحوه نوشتن اساسنامه فدراسیون‌ها کلاس‌هایی برگزار کردیم.

بعد از پاکستان برای کلاس‌های تدوین آئین‌نامه‌های انضباطی و نقل و انتقالات به اردن رفتیم. بعد از آن به عمان و سپس به سوئیس رفتیم. در این کشور دو روز با فیفا مذاکره کردیم تا آئین‌نامه اخلاق را تدوین کنیم. اساسنامه فدراسیون را هم خواستیم اصلاح کنیم که نشد. 

* اساسنامه فدراسیون‌های وزنه‌برداری، تیراندازی با کمان و کشتی را من نوشته‌ام

یکی از مباحثی که رسانه‌ای نکردیم، این است که علاوه بر فدراسیون فوتبال، اساسنامه فدراسیون‌های وزنه‌برداری، تیراندازی با کمان و کشتی را هم من نوشته‌ام. یک روز در تاکسی نشسته بودم که اخبار می‌گفت فدراسیون جهانی کشتی به ایران فرصت داده تا ماه نوامبر 2012 اساسنامه فدراسیون کشتی را تحویل بدهد و در غیر این صورت مسابقات و فعالیت کشتی ما تعلیق می‌شود.

آن زمان نزد مرحوم خطیب رفتم و گفتم که آیا کسی هست که اساسنامه را نوشته و ترجمه کند یا خیر که گفتند کسی نیست. به همین دلیل کار را با همکاری دکتر حسین اکبری یزدی (مدرس دانشگاه خوارزمی) و دخترم که دکترای مدیریت منابع انسانی دارد پیش بردیم. در روز پایانی اساسنامه را به فدراسیون کشتی بردیم و خواستیم که سریعاً برای سوئیس ارسال کنند. آن زمان کسی اساسنامه را نخواند اما آنها اعلام کردند که اساسنامه ارسالی برخی مباحثی در رابطه با دخالت دولت دارند. ما هم گفتیم که بعد از سال نو میلادی پاسخ سؤالات را می‌دهیم. نکته قابل توجه در این میان، آن بود که گفتند به خاطر ارسال اساسنامه اجازه برگزاری مسابقات جام جهانی را در تهران داده‌ایم، در غیر این صورت ممکن نبود.

بعداً آقای خادم آمدند و بر اساس قراردادی که داشتیم، فکر می‌کنم حدود 15 میلیون تومان بابت همین اساسنامه به من پرداخت کردند. امروز فدراسیون کشتی ما بر اساس همین اساسنامه ارزیابی می‌شود.

نکته دیگر هم اینکه من اول خرداد ماه 1396 بازنشسته شدم و دقیقاً 2 روز قبل از آن به باشگاه ماشین‌سازی آمدم. جالب است بدانید که در تمام باشگاه‌های ایران به جز فولاد خوزستان و سپاهان کار کرده‌ام.

 آناج: اعتراضات زیادی به بحث داوری وجود دارد، حتی به خاطر همین مسئله در جام ملت‌های آسیا ضربه خوردیم. شما خودتان داور بوده‌اید، آن زمان هم مثل امروز بازیکنان به سمت داوران هجوم می‌بردند؟

آن زمان هم بود و در واقع با توجه به اینکه آگاهی مردم بیشتر شده و نقش نظارتی افکار عمومی خیلی زیادتر شده است، شاهد وضعیت بهتری نسبت به گذشته هستیم. آن موقع ممکن بود اصلاً بازی پخش زنده نشود، درگیری‌های شدیدتری وجود داشت. الان فقط فریادها رسانه‌ای است اما آن زمان بازی متوقف می‌شد.

در آئین‌نامه انضباطی که در سال 93 نوشته بودیم، اعلام شده بود که رئیس کمیته انضباطی می‌تواند از خانه‌اش کسی را که علیه داوری صحبت کرده را محروم کند. این یک مقررات بین‌المللی است. الان وقتی مربیان خارجی وارد ایران می‌شوند اصلاً در مورد داوری صحبت نمی‌کند. برای مثال وینگو بگوویچ زمانی که به فولاد آمده بود، در نخستین مصاحبه‌اش گفت که در مورد داوری صحبت نمی‌کند اما بعداً فهمید که می‌تواند اینجا به راحتی نسبت به داور اعتراض کرد و حتی زمانی که سرمربی پاس همدان شد، به سمت سعید مظفری زاده حمله‌ور شد تا او را بزند.

 * همیشه شائبه تبانی برای داوری‌ها وجود دارد

دنیای داوری دنیایی است که مردم عادی با آن بیگانه بوده و فکر می‌کنند که داوری آمده تا یک تیم را پیروز کند یا شکست دهد. همیشه این شائبه وجود دارد که یکی می‌خواهد تیمی را قهرمان کند. در شیلی مردم معتقد بودند که یک موجودی از دریا بیرون می‌آید و مزارع آنها را لگدمال می‌کند. اطلاعاتی هم که می‌دادند، مربوط به مار بسیار بزرگی بود که ممکن است 20 اینچ قطر داشته باشد. این شایعات به اندازه‌ای شدت گرفت که نیروی دریایی شیلی به حالت آماده‌باش در آمد اما بعداً دیدند که یک نفر شایعه ساخته بوده است.

قبلاً داوران با تاکسی به ورزشگاه می‌آمدند اما امروز به خاطر اینکه تعدادشان زیاد است با سواری‌های ون می‌آیند. ناظر هم در بازی‌ها حضور دارد. در واقع داور به دنبال موفقیت خودش است و خوب سوت می‌زند تا در هفته بعدی هم به او بازی بدهند اما ما فکر می‌کنیم که حتماً آمده تا ما را بازنده کند. به همین دلیل فکر می‌کنم تلقی‌هایی که در مورد داوری وجود دارد، درست نیست. ما به این عقیده نیستیم و اگر توجه کنید اصلاً در مورد داوری اعتراض نمی‌کنیم.

 سؤال: نظرتان در مورد قانون منع به‌کارگیری بازنشستگان چیست؟

در مورد بخش‌های دولتی که از بودجه دولت تغذیه می‌کنند، وجود این قانون درست است تا جوان‌ها استخدام شوند اما نه در بخش‌هایی که ردیف بودجه ندارند، مانند فدراسیون‌ها. اصلاً ورزش جای بازنشسته‌ها است. در روسیه اگر 60 ساله نباشید حتی نمی‌توانید در مجلس شرکت کنید. عقلایی بودن ورزش در اختیار بازنشسته‌ها است. اگر بازنشسته هم باشید، به دوره‌های مشخص محدود است. بیش از 2 دوره نمی‌توان رئیس‌جمهور بود چراکه باید تفکرات نو بیاید.

قرار نیست که یک نفر 24 سال در یک جا باشد. افکار نو اگر بیاید، بی‌دلیل جلوی بازی کردن بازیکن خارجی ما را نمی‌گیرند، این افکار کهنه است. افکار نو باید بیاید تا بتوانیم جوان‌سازی کنیم. در هیات فوتبال اینجا یک کمیته به نام کمیته محلات فعالیت می‌کند در حالی که چنین چیزی در اساسنامه تعریف نشده است. بودجه هنگفتی هم در اختیار آن است. نحوه اداری باید به گونه‌ای باشد که احساس کنیم وضعیت بهتر شده است.

 * متوجه عکس‌های ثبت قرارداد در هیات فوتبال نمی‌شوم

امروزه در دنیا هیات‌های فوتبال کارشان پرداختن به فوتبال آماتور است اما در ایران می‌آیند و قرارداد بازیکن ما را بی‌دلیل ثبت نمی‌کنند. بدهی داریم و آنها هم حق دارند چراکه اگر پول نگیرند نمی‌توانند حقوق کارکنانشان را پرداخت کنند. ما هم هر چیزی که آنها می‌گویند را قبول می‌کنیم اما ما هم بخش خصوصی هستیم و باید پول بیاید تا بدهیم. جالب است آقایی که عاقل است، دو روز صبر نمی‌کند و می‌گوید همین‌الان و از جیب خودتان پول را بدهید. متأسفانه رفتاری کردند که علی‌رغم اتمام ماجرا و بازی کردن بازیکن، این رفتار هنوز برای من جای سؤال دارد. آقای طالقانی به من گفت یک میلیارد و 300 میلیون تومان از تمام تیم‌های خوزستانی طلب کار هستم اما با هیچ‌کدامشان این رفتار را نکردم. بعد 3 نفر می‌نشینند و با انگشت جوهری بازیکن عکس می‌گیرند، متأسفانه فقط تهران و اینجا چنین کاری می‌کنند. متوجه این عکس‌ها نمی‌شوم البته مشکلی هم ندارد، بگیرند.

 * تاج قیافه‌اش به بازنشسته‌ها نمی‌خورد

ببینید مهدی تاج قیافه‌اش به بازنشسته‌ها نمی‌خورد. زیاد هم به این سن نزدیک نیست. او از نظر مدیریتی خوب بوده، می‌تواند برای فوتبال پول بیاورد و نتایج تیم‌های فوتبال هم نتایج بسیار خوبی است. الان اینکه بگوییم او برود و یک نفر دیگر بیاید، خیلی مسائل را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

 

سؤال: 12 نفر را به خاطر تبانی دستگیر کرده‌اند. حتی در برنامه 90 هم مباحثی در رابطه با تبانی در لیگ جوانان و نوجوانان مطرح شد اما بی‌نتیجه ماند.

ببینید اثبات تبانی مشکل است. می‌خواهید بنویسید دروازه‌بان شیرجه رفت اما توپ را نگرفت؟ اگر ذهن یک نفر مریض باشد، در مورد گل ما به پارس جنوبی جم می‌تواند بگوید که رحمان احمدی توپ را خودش وارد دروازه کرد. سال گذشته دروازه‌بان تراکتورسازی به اشتباه توپ را وارد دروازه خودی کرد، می‌خواهیم بگوییم، این بازی تبانی اتفاق افتاد؟

 سؤال: هوشنگ نصیرزاده را به عنوان کارشناس داوری و حقوق‌دان می‌شناسیم، شما کدام‌یک را ترجیح می‌دهید؟

فرقی ندارد. هر دو به هم نزدیک بوده و از یک خانواده هستند. مثل این است که یک نفر هم حقوق مدنی بداند و هم حقوق جزایی.

سؤال: نظر شما در مورد تکنولوژی‌هایی که وارد فوتبال شده، چیست؟ برخی‌ها اعتقاد دارند که این تکنولوژی‌ها به خاطر وقفه ایجاد شده، از جذابیت‌های فوتبال می‌کاهد اما برخی‌ها هم معتقدند با این تکنولوژی‌ها عدالت اجرا می‌شود و از آن استقبال می‌کنند، شما با کدام گروه موافق هستید؟

به نظر من اجازه دهند که انسان قضاوت کرده و هی اشتباه کند. در این صورت جذابیت ایجاد می‌شود. انگلیسی‌ها می‌گفتند وقتی داور اشتباه می‌کند، یک طرف یاس و ناراحتی است اما در طرف دیگر جشن ورزشی برگزار می‌شود. یک سال بر اساس اشتباه داوری یک گل آفساید به استرالیا زدیم و به جام جهانی رفتیم. کسی هم در مورد این موضوع صحبت نکرد. در جام جهانی گل را با دست زده‌اند و اشتباهات دیگری هم وجود داشته است.

 * گل آفساید در ایران گناه است، در اروپا اشتباه داوری

در ایران اگر کسی گل آفساید بزند، گناه بزرگی است اما در اروپا اگر کمک‌داوری پرچم بی‌مورد بزند، دچار اشتباه شده است. یعنی در موقعیت‌هایی که شک داریم، باید شانس را برای مهاجم قائل باشیم. تکنولوژی اگر کمک کند که مسائل خیلی مبهم مشخص شود خیلی خوب خواهد بود.

* می‌گفتند برف تبریز را نمی‌بینم اما با خودم یک مشت به باشگاه بردم

زمانی که گسترش فولاد در لیگ یک بود، با همدیگر همکاری می‌کردیم. بعد از آن صحبت‌هایی شد و گفتند که یک نفر پیشنهاد کرده تا کسانی که در ورزات نفت کار کرده‌اند را به خاطر انضباط و توانایی‌هایشان، وارد سیستم باشگاه کنند. به همین دلیل از من دعوت کردند تا کارم را شروع کنم. در ابتدای کار هم با مقاومت مواجه بودم و برخی‌ها می‌گفتند که برف تبریز را نمی‌بینم. یک روز که آمدم، برف می‌بارید، برف را با خودم برداشتم، به داخل باشگاه بردم و گفتم که برف تبریز را هم دیدم.

 سؤال: علی‌رغم اینکه اختلافاتی با آقای فیروز کریمی داشتید، او را جانشین لوکا بوناچیچ کردید، این موضوع کمی غیرمنتظره بود. در این رابطه توضیح می‌دهید؟

لوکا به زمان نیاز داشت تا جا بیافتد. مربی خارجی نمی‌تواند به‌ آسانی به بازیکنان ایرانی ارتباط برقرار کند. ما به کسی نیاز داریم که بتواند صحبت‌های احساسی انجام دهد و بازیکنان را تهییج کند.

آقای بوناچیچ یک مربی تأثیرگذار و کاربلد بود به همین دلیل کار کردن با او سختی‌های خودش را داشت. برای مثال به امین درویشی می‌گفت زمانی که توپ را در اختیار گرفتی، رو به عقب بازی نکن، زمانی که او این حرکت را برای بار دوم انجام داد، در اختیار باشگاه قرارش داد و گفت قرارداد این بازیکن را فسخ کنیم.

 * بخاطر دخسوس مقابل لوکا ایستادیم

نکته جالب دیگر اینکه او می‌خواست فرناندو دخسوس را رد کرده و کوروش ملکی را نگه دارد. بابت همین موضوع فرناندو دخسوس را به اردوی ترکیه نبرد تا او را رد کرده و یک بازیکن خارجی بیاوریم. ما در مقابل این موضوع مقاومت کردیم.

فیروز کریمی مثل پزشک اورژانس است. وقتی آمد نتایج خوبی کسب کردیم اما برای فصل بعد در واقع با حضورش در فصل بعد مخالف بودم. نتوانستیم هیات‌مدیره را متقاعد کنیم و آقای کریمی ماند. بعد از شروع مسابقات هم که آن نتایج رقم خورد و در بازی آخر هم در مورد من مصاحبه کرد.

فیروز کریمی نتایج خوبی کسب کرد و ما هم به نوعی نجات پیدا کردیم. او هم برای تیم ما زحمت کشیده و نمی‌خواهیم پشت سر او صحبت کنیم. ما انفرادی تصمیم نمی‌گیریم. در واقع مدیرعامل مسئول اجرای مصوبات هیئت‌مدیره است.

 * برخی مصاحبه‌های ما رساندن پیام به مربیان است

هر حرفی در زمان خودش اعتبار دارد. من زمانی که مصاحبه می‌کنم، باید حواس من جمع باشد تا علاوه بر مصاحبه با شما، به سرمربی هم پیغام بدهم که خیالت راحت باشد. رضا مهاجری هم الان خیلی خوب است و تمام تلاشمان را انجام می‌دهیم تا در جایگاه خوبی قرار بگیریم. برخی از مصاحبه‌های ما برای رساندن پیام به مربیان است.

ما تلاش کردیم در کادر فنی از بچه‌های تبریز استفاده کنیم. اعتقادم این است که حقشان است. در واقع اگر در فولاد هم باشم، عقیده دارم که باید خوزستانی‌ها در این تیم باشند. ما در کادر فنی فعلی، دو مربی و دو آنالیزور از تبریز داریم.

 سؤال: در ابتدای حضور شما در تبریز، گفته می‌شد که آقای نصیرزاده مدیر پروازی است اما رفته‌رفته مشخص شد، در تبریز ماندگار هستید، در این رابطه چه نظری دارید؟

من در تبریز خانه دارم اما یادتان باشد که مثل سابق نیست و ما مغازه‌دار نیستیم که از صبح تا شب منتظر مشتری باشیم. خیلی از ارتباطات ما در تهران است و خیلی از کارهایمان را در تهران انجام می‌دهیم. برخی کارها هستند که نمی‌توان در تبریز انجام داد. برای مثال ما قرارداد یک بازیکن را به هیات فوتبال تبریز بردیم ولی نتوانستیم ثبت کنیم.

 * قول می‌دهم صادقانه کار کنم

توان من در حد میزی است که پشت آن نشسته‌ام. تنها قولی که می‌توانم بدهم این است که صادقانه کار کنم و تلاشم را ادامه دهم. گاهی اوقات که از اتوبان شهید کسایی به سمت مجموعه آسمان می‌روم، از هر خروجی رفتم، اشتباه کرده‌ام چون تبریز را نمی‌شناسم. به همین دلیل کارم که تمام می‌شود، به خانه‌ام می‌روم. با توجه به اینکه کتابی در مورد مدیریت فوتبال می‌نویسم، مطالبی هم یادداشت می‌کنم و تلویزیون می‌بینم.

 لطفاً نخستین حرفی که برای کلمات زیر به ذهنتان می‌رسد را بیان کنید:

عادل فردوسی‌پور: متحول کننده فوتبال

فیروز کریمی: مربی که در حوزه فنی بسیار خوب بوده و مثل دکتر اورژانس است.

بهبهان: شهری سنتی و قدیمی است. با توجه به اینکه مادرم آنجا را دوست دارد، گاهی اوقات با ماشین از اهواز به بهبهان می‌رویم و یک روز دور می‌زنیم و بر می‌گردیم.

کمیته اخلاق: با توجه به آمدن آقایان تورک، صمصامی و اثنی عشری، خیلی خوب کار می‌کنند و بدون رودربایستی تصمیمات خیلی خوبی می‌گیرند که چند بار هم از آنها تشکر کرده‌ایم.

علی خسروی: مثل یک بمب انرژی است که چیزی در دلش نیست. پسر خیلی خوبی است که 20 سال با هم دوست هستیم. احساس می‌کنم فضای مجازی قدرت بزرگی به او بخشیده است.

 

عملیات
کلوب
ارسال نظر